جزئیات
تعداد نظرات ارسالي: 0
تعداد بازديد: 299
تاريخ ايجاد: 89/08/15 00:00
نويسنده: gholipor gholipor


نرخ ارز و قواعد اقتصادي
این روزها که اجرای طرح تحول اقتصادی به مراحل نهایی نزدیک میشود مباحث مختلفی پیرامون خود طرح و حواشی اطراف آن مطرح است. یکی از این موارد چگونگی تاثیر اجرای این طرح بر بازار ارز است. با توجه به اینکه بروز تورم از اثرات قطعی افزایش قیمت حاملهای انرژی در اقتصاد است لذا با جدی شدن اجرای طرح، برخی فعالان اقتصادی نسبت به تغییر پس اندازهای ریالی خود به سایر داراییها از جمله دلار اقدام نمودند . همین امر زمینه افزایش نرخ ارز را ایجاد و چند روزی بازار ارز را دچار تلاطم و نوسان نمود که با دخالت بانک مرکزی این بازار فعلا در آرامش نسبی قرار دارد. اما در این بین تعیین نرخ ارز از جمله مواردی است که هنوز در محافل مختلف مورد بحث است. این مباحث خصوصا پس از مصاحبه اخیر رئیس جمهور مبنی بر واقعی کردن نرخ ارز که منجر به تشکیل کمیته ای برای این منظور شده است جدی تر شده است.
تعیین نرخ ارز از جمله مباحثی است که طی سالهای اخیر به دلیل اهمیت آن همواره در محافل اقتصادی کشور مطرح بوده است. این اهمیت از آن جهت است که نرخ ارز در واقع رابط اقتصاد کشور با اقتصاد دنیاست، از این رو نرخ ارز بر متغییرهای مختلف اقتصادی از جمله تولید، تورم، واردات، صادرات و همچنین بودجه دولت موثر است. قواعد و تئوریهای مختلفی در اقتصاد برای تعیین نرخ ارز وجود دارد لیکن هر کشور به فراخور حال خود نسبت به تعیین ارزش پول ملی خود اقدام می نماید. معمولا کشورهایی که در آنها صادرات از اهمیت زیادی برخوردار است عموما تمایل به کاهش نرخ برابری پول ملی خود با سایر ارزها را دارند تا از این طریق قیمت محصولات خود را کاهش و توان صادراتی را افزایش دهند. از سوی دیگر کشورهایی که درصدد ارائه ارزانتر کالاهای وارداتی به شهروندان خود هستند نسبت به افزایش ارزش پول ملی خود اقدام میکنند، هر چند این امر موجب تضعیف تولید داخل میشود.
در متون اقتصادی نحوه تغییر نرخ ارز را با توجه به تفاوت نرخ تورم داخلی و نرخ تورم بین المللی ( سایر کشورها) برشمرده اند و عنوان نموده اند که رعایت این قاعده منجر به حفظ توان تولید و رقابت کشور در مواجهه با سایر رقبا است. اما در ایران این قاعده چندان رعایت نمیشود. زیرا با در نظر گرفتن آن، نرخ دلار باید بیش از دو هزار تومان باشد. دولت با توجه به انحصار خود در عرضه ارز حاصل از صادرات نفت خام به سادگی میتواند قیمت ارز را در محدوده دلخواه تعیین کند. اما اینکه آیا این نرخ برای شرایط اقتصادی کشور نرخ تعادلی و بهینه است بحث دیگری است که به نظر می رسد چندان مورد نظر دولت نیست.
اظهار نظر اخیر دولت مبنی بر افزایش ارزش ریال در برابر سایر ارزها به استناد وجود ذخایر ارزی مناسب در بانک مرکزی (حدود 100 میلیارد دلار) بحث جدیدی است که به نظر میرسد تنها در ایران کاربرد خواهد داشت. زیرا در صورت صحت این نظریه کشور چین که بیش از دو هزار میلیارد دلار ذخایر ارزی دارد باید سالها قبل اقدام با افزایش ارزش پول ملی خود میکرد اما همچنان جنگ تجاری بین چین از یک سو و آمریکا و اتحادیه اروپا از سوی دیگر به دلیل عدم افزایش ارزش پول ملی چین در جریان است. استدلال کشورهای آمریکا و اروپا نیز نه به دلیل ذخایر بالای ارزی که به دلیل عدم توازن بین تجارت آنهاست که منجر به کسری تراز تجاری به زیان کشورهای غربی شده است. افزایش ذخایر ارزی چین معلول این امر است. اما چین به درستی و برای حمایت از تولید و صادرات خود سالهاست با پایین نگه داشتن ارزش پول ملی خود، فغان سایر تولید کنندگان دنیا را برآورده است.
شاید ما در ایران چندان از تاریخ و از گذشته حتی نزدیک خود نیز درس نمیگیریم و این از عجایب ملت باهوش ایران است. تجربه پرداخت 5 هزار دلار به هر شخص و عدم تعدیل قیمت با توجه به عرضه و تقاضا در دهه هفتاد که می رفت اقتصاد ایران را به ورطه ورشکستگی بکشد از جمله این موارد است.
اما مهمتر از آن تجربه عدم تعدیل قیمت حاملهای انرژی طی سالهای قبل است که با تثبیت 5 ساله اخیر، عدم تعادل به نقطه غیر قابل تحمل رسیده و کشور را مجبور به اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها نموده است. عدم تعدیل قیمتها در سالهای قبل منجر به این شده است که اکنون باید اقتصاد به تعبیر دولتمردان جراحی نمود. جراحی که قطعا با درد و خونریزی همراه خواهد بود و دولت با انواع طرحهای تکمیلی و تسهیلاتی درصدد کاهش اثرات و تبعات اجرای این طرح است.
اجرای طرح واقعی کردن نرخ دلار به معنی کاهش آن، چندان با واقعیتهای اقتصادی کشور و قواعد اقتصادی همخوانی ندارد و در صورت اجرا، چند صباح دیگر دولت را مجبور به جراحی دیگری در اقتصاد می نماید که هزینه های دیگری را بر کشور تحمیل خواهد کرد. از این رو ضروری است قبل اجرای چنین طرحهایی علاوه بر مطالعه دقیق تر تئوریهای اقتصادی و تطبیق آنها با شرایط کشور به مطالعه تجربه سایر کشور ها و یافتن پاسخ برای چرایی تلاش آنها در کاهش ارزش پول ملی خود برآییم.





js