جزئیات
تعداد نظرات ارسالي: 0
تعداد بازديد: 311
تاريخ ايجاد: 89/05/21 00:00
نويسنده: gholipor gholipor


بورس در اقتصاد
این روزها شاهد افزایش مداوم شاخص بورس اوراق بهادار هستیم بطوریکه شاخص در مرز 17هزار واحد قرار گرفته و برخی کارشناسان حتی افزایش شاخص به 20 هزار واحد را نیز دور از انتظار نمی دانند. این رشد سریع موجب شده که بازدهی سرمایه گذاری در بورس از ابتدای سال تا کنون بیش از 30 درصد باشد که رقم قابل توجهی است. رشد شاخص بورس به شدت مورد توجه دولت مردان قرار گرفته و آنرا در شرایط افزایش تحریمها موفقیتی برای دولت قلمداد کرده و نشانه رشد اقتصادی کشور تلقی می کنند. زیرا در ادبیات اقتصادی، بورس را آیینه تمام نمای اقتصاد کشورها فرض می کنند و افزایش شاخص بورس را نشانه رشد و شکوفایی اقتصادی کشور می دانند اما آیا این ارتباط در اقتصاد ایران نیز وجود دارد. بدین معنی که آیا می توان رشد شاخص های بورس را دلیلی بر پایان رکود در اقتصاد ایران و شروع رونق دانست.
نگاهی به وضعیت عمومی اقتصاد ایران و تدقیق در شاخصهای اقتصادی منتشر شده، تغییر و تحول معنی داری را در وضعیت اقتصاد ایران نشان نمی دهد. نرخ تورم با اتخاذ سیاستهای انقباضی بانک مرکزی به حدود 9 درصد رسیده است اما اتخاذ این تصمیم منجر به بروز رکود در اقتصاد کشور شده است بطوریکه نرخ بیکاری در بهار 89 به رقم نگران کننده 6/14 درصد رسیده است. نرخ ارز همچنان با مدیریت بانک مرکزی تثبیت شده و با اندکی نوسان حدود 1050 تومان است. قیمت نفت نیز در حدود 75 دلار در نوسان بوده است. بدین ترتیب در وضعیت اقتصاد ایران بجز شاخص بورس که به سرعت در حال رشد است سایر متغییر ها همچنان به روند خود ادامه داده و یا در حال نزول هستند. این امر نشان می دهد که در اقتصاد ایران، بورس اوراق بهادار با واقعیتهای اقتصادی ایران همخوانی چندانی ندارد که دو عامل این وضعیت را بوجود آورده است. اول اینکه بورس نماینده واقعی تمام اقتصاد کشور نیست و ثانیا رشد بوجود آمده در شاخص بورس مربوط به عملکرد واقعی شرکتهای بورسی نبوده و عوامل دیگری منجر به این امر شده اند.
به نظر می رسد هر دو عامل موجبات این گسست را فراهم آورده اند که رفتار بورس را نتوان با اقتصاد ایران هم راستا در نظر گرفت. تعداد کم شرکتهای پذیرفته شده در بورس به نسبت کل اقتصاد از جمله دلایلی است که رفتار بورس را اقتصاد جدا می کند. در تحقیقی که توسط شرکت بورس نیز انجام شده است رابطه معنی داری بین شاخص بورس و رشد بخشهای مختلف بدست نیامده است.
از سوی دیگر به نظر می رسد رشد شاخص بورس بیشتر به دلیل افزایش تقاضا ناشی از رکود در بازارهای موازی سرمایه گذاری به دلایل زیر اتفاق افتاده باشد :
1- عدم وجود سود مناسب در بازار های رقیب : همواره در اقتصاد ایران بازارهای دیگری از جمله مسکن، ارز، طلا، خودرو، موبایل و ... وجود داشته اند که افراد می توانستند با سرمایه گذاری در آنها به سود مناسب و تضمین شده ای دست یابند که در این بین بازار مسکن نقش قابل توجهی را ایفا می کرد. ادامه رکود در این بازار ها خصوصا بازار مسکن که بخش بزرگی از سرمایه گذاران این بخش تمایل چندانی به فعالیت در این حوزه نداشته و لاجرم به بازارهای جایگزین روی آورند.
2- کاهش سود بانکی : طی سال 89 بانک مرکزی در بسته پولی و بانکی اقدام به یکسان سازی نرخ سود بانکهای خصوصی و دولتی نمود و همچنین سود سپرده ها را کاهش داد. کاهش سود بانکی، انگیزه سپرده گذاری را کاهش و سپرده گذاران را راهی یافتن بازارهای جایگزین نموده است. با توجه به رکورد حاکم بر سایر بازارها سرمایه گذاری در بورس مامن مطمئنی است.
در این بین باید توجه داشت افزایش بازدهی برخی شرکتها و سود آوری آنها به دلیل پایان رکود در کشورهای صنعتی و افزایش قیمت های جهانی مواد خام از جمله فولاد و مس منجر به کسب سود مناسب توسط این شرکتها شده و به التبع قیمت سهام آنها افزایش یافته است. همچین برخی اقدامات در واگذاری سهام شرکتها از سوی دولت از جمله پیمانکاریها و واگذاری بلوکی سهام خودروسازها انتظار برای افزایش سود آوری آنها را افزایش داده و تقاضا برای آنها را تقویت نموده است. از این رو به نظر میرسد عمده ترین دلیل افزایش شاخص را باید در افزایش تقاضا دانست.
بدین ترتیب تقاضا برای خرید سهام و سرمایه گذاری در بورس افزایش یافته است و همین امر با تقویت زمینه های روانی منجر به افزایش قیمت سهام و رشد شاخص را فراهم آورده است. هر چند بخشی از این افزایش با این توجه به سود آوری شرکتها و واقعی بوده است اما به نظر می رسد قیمت برخی شرکتها به صورت غیر واقعی رشد داشته است که این امر می تواند منجر به حبابی شدن بورس شود.
با توجه به موارد فوق به نظر میرسد دولت باید با عرضه سهام شرکتهای دولتی در این شرایط علاوه بر اینکه تنوع بازار سرمایه و عمق آنرا افزایش دهد از رشد حبابی قیمتهای سهام نیز جلوگیری نماید. در غیر اینصورت باید منتظر افت بازار در آینده نزدیک باشیم. تجربه ای که مشابه آن در سال 82 رخ داده است. هر چند اندازه آن با توجه به رشد حجم بازار احتمالا کمتر خواهد بود.





js